جدید ترین عناوین خبری امروز
Registering new users is currently not allowed.

خودآگاهی چیست؟

ذهن خودآگاه را می‌توان به مشابه یک کوره یا تنور در نظر گرفت، اگر شما در یک خواب عمیق باشید شعله هوشیاری شما در سطحی پایین، اما ثابت باقی می ماند. در خوابهای REM هنگامی که شما رویایی می‌بینید این زبانه‌های هوشیاری شما نوسان کرده و به مانند خاکستری سوزان می‌مانند.

وقتی که ما آگاهانه به چیزی توجه می‌کنیم دقیقاً چه اتفاقی در مغز روی می‌دهد؟

به عبارتی دیگر آگاهی در بعضی از حالات وجود دارد. یک توصیف برای این حالات می‌تواند این باشد که هوشیاری کامل زمانی که بخش‌های مختلفی از مغز اطلاعات را برای شبکه وسیعی از نورون‌ها پخش می‌کند ایجاد می‌شود. زمانی که این پراکندگی به وجود می‌آید احساسات در حالات ناخودآگاه باقی می‌مانند و هنگامی که این پراکندگی ناقص است شما درجه متفاوتی را از هوشیاری تجربه می‌کنید به مانند وقتی که رویا می‌بینید یا اینکه ضربه سنگینی به مغزتان وارد می‌شود.

با مطالعه این حالات ما روزی قادر خواهیم بود تا ساز و کار مغز را که عامل ایجاد آگاهی است به دقت بشناسیم. خوب حال چرا توصیف آگاهی به عنوان سوال مشکلی پنداشته می‌شود؟ چگونه است که جسمی معادل حدود یک و نیم کیلوگرم، مملو از سلول‌های نورونی، باعث به وجود آوردن گردابی از احساسات و تفکرات می‌شود که خود عاملی در بوجود آمدن تجربیات ذهنی ما است.

فلاسفه برای یافتن پاسخی در توصیف این‌که ما چگونه از تجربیات خود، آگاه می‌شویم تمرکز کرده‌اند. اصطلاح مخصوص فیلسوفان “quila” ، توصیفی است بر ویژگی‌ تجربیاتی که ما داریم. همچون ذهنیت‌مان از سرخی یک توت فرنگی یا درکی که از مزه شراب داریم. هرچند این تلاش فیلسوفان برای یافتن پاسخی به این سوال باعث هیچ‌گونه ابهامی در میان دانشمندان مغز و اعصاب نشده است، چرا که فیلسوفان به یافتن جواب این سوال از نقطه نظری غیراز علوم زیستی می‌پردازند.

اگر مغز انسان به عنوان یک گوشی هوشمند باشد آگاهی نقش صفحه‌نمایش را بازی می‌کند. آگاهی به عبارتی دیگر توهمی جزئی است، تصوری بافته شده توسط مغز حاصل از تمامی دریافت هایی که از جهان خارج دارد و تمامیتی که از خود منتشر می‌کند.

به‌گفته دنیل دنت از دانشگاه Tufts یکی از راه حل‌ها برای پاسخ دادن به این سوال می‌تواند نادیده گرفتن آن باشد. او معتقد است که آگاهی به خودی خود توهمی بیش نیست. برمبنای سخنان او، همه ما باور داریم که به سطوحی از حالات ذهنی خود دسترسی داریم و به آن سطوح آشناییم که آن را تجربیات می‌نامیم، اما ذهن انسان تنها چیزی را که برایش اهمیت دارد به عنوان آگاهی توصیف می‌کند و این کار را به گونه‌ای انجام می‌دهد تا ما بتوانیم بهتر درک کنیم. این یکی از دلایلی است که ما اجسام را به رنگ‌هایی مختلف می‌بینیم، درحالی که دنیای واقعی به این صورت نیست، اما سیستم بصری ما به طور موثری دنیای خارجی را به حالت رنگی نشان می‌دهد تا به نوعی آن را ساده‌تر برای درک انسان سازد.

توهم ذهن

دنت پیشنهاد می‌کند که به مانند رنگ‌ها که توهمی ساخته شده توسط ذهن است، آگاهی نیز بدین گونه است. او می‌گوید آگاهی توهمی است تعریف شده توسط خود انسان، ساخته شده توسط تجربیات زندگی، در جهت ساده‌تر ساختن آن برای مغز که به عنوان راهنمای جسم ازمیان خطرات زندگی است. همچون طراحان گوشی‌های هوشمند که از صفحه نمایش گوشی به عنوان توهم کاربر یاد می‌کنند. چرا که صفحه نمایش واسطه‌ای است میان سیستم پشت آن که توسط آیکون‌های نمادین قابل دسترسی می‌باشد،  اما این آیکون‌ها هیچ گونه ربطی به سخت افزار و نرم افزارهای نهفته در سیستم‌ گوشی ندارند (به مانند نامه‌ای که نمایانگر پیامی است). اگر مغز انسان را به مانند یک گوشی هوشمند در نظر بگیریم آگاهی نقش صفحه‌نمایش را بازی می‌کند (به معنای واسطه‌ای میان ما و مغزمان) هرچند به گفته چرچلند این گفته دقیقی نیست. بعنوان مثال هنگامی که ما احساس سرگیجه می‌کنیم یا صدایی از جایی می‌شنویم، حاصل فرایندی فیزیکی در مغز است. شاید آگاهی همانند صفحه گوشی هوشمندی است که برنامه‌های مختلف را با توجه به مقدار باطری باقیمانده نمایش می‌دهد. آگاهی به عبارت دیگر توهمی جزیی است تصویری ساخته و بافته شده توسط مغز، حاصل تمامی ورودی‌های دریافتی و تکامل مغزی.

به اشتراک بگذارید

منبع: New Scientist 22 June 2019

دیدگاه ها 0

دیدگاه بگذارید

avatar
  اشتراک  
مطلع شدن
رفتن به نوار ابزار