جدید ترین عناوین خبری امروز
Registering new users is currently not allowed.
  • محسن
  • تیر ۱۹, ۱۳۹۸
  • 2:07 ب.ظ
  • 40
مصاحبه با والتر ویت پیرامون فلسفه زیست‌شناسی

زیست شناسی که فیلسوف شد!

متن زیر مصاحبه‌ی اخیر والتر ویت، فیلسوف علم جوان انگلیسی با ماسیمو پیلیوچی است. پیلیوچی دارای دکترای زیست شناسی تکاملی از دانشگاه کانکتیکات و دکترای فلسفه از دانشگاه تنسی است. او در حال حاضر استاد کرسی فلسفه K.D Irani  (کیخسرو ایرانی، فیلسوف علم هندی تبار) در دانشگاه شهری نیویورک است. حوزه فعالیت وی شامل فلسفه علم، رابطه علم و فلسفه، ماهیت شبه علم، فلسفه عملی رواقی گری می‌باشد.

والتر ویت: شما کار خود را به عنوان یک دانشمند آغاز کردید. چه شد که به سوی فلسفه تغییر مسیر دادید؟

ماسیمو پیلیوچی: من به عنوان یک زیست‌شناس تجربی تکاملی‌گرا، علاقه مند به مبحث تراکنش‌های ژن-محیط (GxE) و محقق در زمینه‌ی ژنتیک، محیط زیست و فرگشت در گیاهان مسیر خود را آغاز نمودم. اما از همان بدو امر، به شدت به مسائل مفهومی پیرامون نظریه فرگشت علاقه مند بودم و لذا مقدار زیادی از مباحث فلسفه علم را خواندم.

والتر ویت

بعدا در اوایل دهه ۲۰۰۰، عزمم را جزم کردم تا در تحقیقاتم اندک تامل و درنگی کنم. البته محرک این اتفاق از این قرار بود که دانشگاه تنسی (جایی که زمانی در آنجا کار می‌کردم) فیلسوف زیست‌شناسی جوانی به نام جاناتان کاپلان را استخدام کرد. جاناتان از تحقیقات من مطلع بود و پیگیر کارهایم بود. ما با یکدیگر دوست شدیم و شروع به مشارکت کردیم. من و او بیشتر در آزمایشگاهم همدیگر را می‌دیدیم و او مباحثی را برای من مطرح می‌کرد. خیلی زود از او خواستم تا استاد مشاورم در دوره دکتری فلسفه باشد! این در حالی بود که من یک آزمایشگاه فعال و نیز برنامه تدریس داشتم! خب این برنامه‌مان گرفت و خیلی هم جذاب و با حال بود و گفتگوهای خوبی بین ما در گرفت. بعدها همین محاورات در انتشارات دانشگاه شیکاگو تحت عنوان زیر شکل گرفت:

فرگشت را بشناسیم: بنیان‌های مفهومی زیست شناسی تکاملی (Making Sense of Evolution: The Conceptual Foundations of Evolutionary Biology)

چند سال بعد که من به نیویورک نقل مکان کرده و به دنبال کار بودم، نخستین پیشنهاد کاری‌ام در گروه فلسفه دانشگاه شهری نیویورک بود؛ این همان شغلی است که از همان زمان تا کنون بدان مشغولم.

ماسیمو پیلیوچی

والتر ویت: آیا شما تلاش کرده‌اید تا دانش‌گران را درباره اهمیت فلسفه متقاعد کنید؟

ماسیمو پیلیوچی: آه. بله. من ساده‌لوحانه فکر می‌کردم که همکاران جدیدم در فلسفه، این واقعیت را لحاظ خواهند کرد که من یک دانشمند معتبر هستم. و اینکه همکاران قبلی‌ام در حوزه علم، خیلی جدی این واقعیت را قبول خواهند که من به دانشگاه برگشته و دکترای فلسفه گرفته‌ام. اما حقیقت امر این است که من توسط دانشمندان «بیشتر یک فیلسوف» تلقی می‌شوم و توسط فیلسوفان، «بیشتر یک داشنمند»!

برگردیم به سوال شما. بله، من تلاش کردم و به تلاشم برای گفتگو با دانشمندان درباره اهمیت و ارتباط فلسفه‌ی علم، ادامه دادم. البته تعدادی دانشمند سطح بالای خیره‌سر و لجوج وجود دارند که من قصد ندارم تلاشی برای متقاعد کردن ایشان، انجام دهم. مثل لاورنس کراوس، نیل دگراس تایسون و … .

اما در نهایت من فکر میکنم فلسفه سه مساهمت مهم در رابطه با علم دارد:

۱- فلسفهْ علم را به عنوان یک فرایند فکری و از بیرون مطالعه کند، مثل همان کاری که تاریخ علم یا جامعه‌شناسی علم انجام می‌دهد. هدف، فهم بهتر این است که علم چیست و چگونه کار می‌کند و یا وقتی که دچار شکست می‌شود، این شکست چگونه رخ می‌دهد؟

۲- فلسفه می‌تواند دانشمندان را مواقعی که آنها در قلمروی مفهومی زمین‌گیر می‌شوند، کمک کند؛ مثل سوالاتی که واقعا نمی‌توانند به صورت تجربی حل و فصل شوند یا حتی با تحلیل نظری سفت و سخت نیز رفع و رجوع نمی‌شوند. مثالهای این گونه مسائل شامل بحثهای دائمی درباره مفاهیم گونه‌ها در زیست شناسی و نیز جدال جاری درباره وضعیت علمی نظریه ریسمان در فیزیک بنیادی، می‌باشد.

۳- فلسفه به عنوان یک جور نگهبان و ناظر علم نقش ایفا کند، چرا که برخی تحقیقات علمی لوازم و اقتضائات اخلاقی‌ای دارند که لزوما  به بهترین نحو توسط خود دانشمندان ابراز و بیان نشده است. مهندسی ژنتیک انسانی، نواحی خاصی از پزشکی و تحقیقات روانشناسی و غیره، نمونه‌هایی از این مورد هستند.

به اشتراک بگذارید

منبع: Psychology Today

دیدگاه ها 0

دیدگاه بگذارید

avatar
  اشتراک  
مطلع شدن
رفتن به نوار ابزار